تونی رابینز: 4 ویژگی مشترک بین افرادی که از لحاظ مالی موفقند

  • توسط محمد عطاری
  • 24/12/2019
  • 0
تونی رابینز

تونی رابینز احتمالا شناخته شده ترین فرد به خاطر سمینار ها و کتاب های معروف توسعه فردی در سه دهه اخیر می باشد. وی 5 کتاب پر فروش نوشته است و از طریق برنامه های زنده، تصویر و صدا به بیش از 50 میلیون مخاطب رسیده است. اما بحران اقتصادی 2008 تونی رابینز که دارایی خالص او به تقریبا نیم میلیارد دلار تخمین زده می شود، را به فعالیت وا داشت تا بر روی کمک به دیگران برای ساخت زندگی خود تمرکز کند.

تونی رابینز می گوید: من متوجه شده ام که به باهوش ترین افراد اقتصادی جهان دسترسی دارم. با خودم فکر کردم می توانم با آن ها مصاحبه کنم، اطلاعات آن ها کسب کنم و برای هر کسی در هر جایی که هست کمک کنم تا به جایی که می خواهد برسد.

رابینز سال ها به مصاحبه با بیش از 50 سرمایه گذار برتر جهان پرداخت و از آن ها در مورد راهکارها و استراتژی های رسیدن به موفقیتشان پرسید و آن را به یک کتاب 688 صفحه ای تبدیل کرد، “پول: بازی را یاد بگیر” که به به پرفروش ترین کتاب نیویورک در سال گذشته تبدیل شد. این هفته در شومیز و با یک فصل اضافه شامل نکته های اقتصادی پیتر مالوک که تونی رابینز به تازگی به شرکت مدیریت سلامتی اش ملحق شده است، منتشر شد.

تونی رابینز که به تازگی یک پادکست با تمرکز اقتصادی نیز شروع کرده است، در مورد برخی سروپرایزهایی که با آن ها در زمان تحقیق بر روی کتابش موجه شده بود و اشتباهاتی که در این سفر اقتصادی خود مرتکب شده بود صحبت کرد.

متن مصاحبه با تونی رابینز

تونی رابینز

شما با برخی از موفق ترین سرمایه گذاران جهان از وارن بافت گرفته تا استیو فوربز صحبت کردید. در طی این مصاحبه ها، بزرگترین سورپرایز یا کشف شما چه بوده است؟

در واقع خیلی زیاد بودند.من با آدم های متفاوتی مصاحبه کردم. از یک سو، شما با جان تمپلتون میلیاردر روبرو هستید. او در سال 2008 از دنیا رفت اما من در طی سال های قبل با او مصاحبه کرده بود. او بر این عقیده بود که: تمام پول خود را در دوران نهایت مثبت اندیشی خود بدست بیاورید. به عبارت دیگر، بخرید زمانی که همه در حال فروش هستند. سپس شما با ری دالیو ( موسس بزرگترین صندوق حصار در جهان، همکاری در بریجواتر، که حدود 154 میلیار دلار سرمایه دارد) روبرو می شوید که یک استراتژی کاملا متفاوت دارد. او یک استراتژی تخصیص دارایی در هر شرایطی دارد که برای اولین بار در کتاب من به اشتراک گذاشته شده است.

 

آیا بر سر موضوعی هم توافق داشتند؟

برخی موارد هست که در بین همه آن ها مشترک است. مسئله ای که به نظر خسته کننده می آید اما ذهن من را به شدت درگیر کرد، این بود که شما فکر می کنید که بزرگترین سرمایه گذاران جهان ریسک های بزرگ را می پذیرند. اما همه آن ها غرق از دست ندادن پول هستند. برای مثال آن ها می دانند که اگر 50 درصد پول خود را از دست بدهید، به یک افزایش صد در صدی نیاز دارید تا به جایی که الان هستید برسید.

همه آن ها درگیر پاداش های ریسک نامتقارن هستند. این بدین معناست که به جای ریسک های بزرگ برای بدست آوردن پاداش های بزرگ که همچنین می تواند شکست های بزرگ نیز به همراه داشته باشد، می پرسند: کمترین مقدار ریسک که بیشترین درآمد را برای من دارد چیست؟

سوم اینکه همه آن ها به دنبال بهینه کردن مالیات هستند. در بازارهای مالی، شما در مورد بازگشت ها می شنوید. اما واقعا این موضوع درباره این است که بعد از مالیات چه چیزی برای شما می ماند. من همیشه می گویم، عدد خالص خالص بعد از مالیات را به من بگویید. شما می توانید زمان نصف کردن پول را در حالت مالیات بهینه کوتاه کنید.

چهارمی تنوع است، که کلید فرار از شکست می باشد. به این روش شما حتی در زمان فقط بازار نیز می توانید پیروز باشید.

 

میتونی رابینز توانید این موضوع را باز کنید؟

سهام، اوراق قرضه، ملک … برای فرار از شکست شما باید به کلاس دارایی های خود و حتی درون هر کلاس تنوع ببخشید – برای مثال، اگر شما در املاک پول دارید فقط یک ساختمان را کار نکنید. اگر در سهام هستید تنها اپل را که خوب به نظر می رسد نخرید.

 

بزرگترین اشتباه مالی ای که مرتکب شدید چه بوده است؟

من از لحاظ مالی اشتباهات زیادی را مرتکب شده ام. یکی از آن ها برای زمانی بود که من 25 ساله بودم و در مارینا دل ری کالیفورنیا زندگی می کردم. یک روز در یک منطقه ثروتمند بودم و با زنی که یک رولس رویز داشت ملاقات کردم. او گفت که به همراه شوهرش صاحب یک شرکت سرمایه گذاری سهام های کوچک هستند. از او در مورد نکات سرمایه گذاری پرسیدم. توصیه او را گوش دادم و پول خودم را در سهام آن ها قرار دادم. سپس پول خود را از دست دادم.

 

شما متنوعش نکردید! بهترین سرمایه گذاری که تا به حال انجام دادید چه بوده است؟

سرمایه گذاری روی خودم – البته این حرف را به راحتی نمی زنم. حتی وارن بافت هم می گوید که بهترین سرمایه گذاری که می توانید بکنید این است که مجموعه مهارت های خود را بهبود ببخشید چرا که شما تنها دارایی هستید که اگر به صورت شخصی رشد کنید از نظر هندسی نیز رشد خواهید کرد.

تونی رابینز

اولین سرمایه گذاری که انجام دادید چه بوده است؟ سهام کوچک؟

نه من در واقع اولین سرمایه گذاری خودم را در املاک انجام دادم. من در کالیفورنیا بودم و مردم پول خوبی از املاک بدست می آوردند. من اولین سه واحدی خودم را در سن 18 سالگی خریدم. نرخ سود ودیعه 18 درصد بود. و من سعی داشتم از طریق آن کسب درآمد کنم. در هر صورت، شرکت مدیریتی در نگه داری از ملک خوب عمل نکرد و یک نرده شکست و در نتیجه آن پای یک نفر شکست و شکایت کردند.

پس بین آن و تجربه سهام کوچک می توانم به هزاران نفر اشاره کنم که می گویند نمی خواهم سرمایه گذاری کنم چرا که بسیار خطرناک است.

 

چگونه با آن مقابله می کنید؟

اگر سرمایه گذاری نکنید، شکست می خورید. شما باید یک صاحب باشید. مهمترین مسئله ورود به بازی است. دومین مورد این است که باید قبل از شروع قوانین را متوجه بشوید. به همین خاطر من این کتاب را نوشتم.

 

چطور شروع می کنید؟

همه می گویند که من نمی توانم 15 یا 20 درصد حقوقم را ذخیره یا سرمایه گذاری کنم. اما نیازی نیست که با 20 درصد شروع کنید. برای فردا خود ذخیره کنید، 3 درصد را الان کنار بگذارید و سپس خودتان را متعهد کنید که بعد از هر افزایش حقوق 3 درصد به میزان پس انداز خود اضافه کنید. در مدت زمان کوتاهی شما به 10،15 و سپس 20 درصد خواهید رسید. سپس در مسیری قرار می گیرید که از لحلظ مالی کاملا آزاد باشید. اگر به خاطر ترکیبات شروع به سرمایه گذاری کردید زمان نیز به نفع شماست اما باید شروع کنید.

تونی رابینز

آیا توصیه خاصی برای سرمایه گذاران جدید دارید؟

اگر به دنبال مشاوره هستید مهمترین مسئله این است که یک مشاور معتبر پیدا کنید. شما به یک نفر در طرف خود نیاز دارید. شما قرار است به یک سرمایه گذار حرفه ای تبدیل شوید. پس شما به کسی نیاز دارید که به صورت قانونی مراقب شما و منافع شما باشد. (نکته قابل توجه: مشاوران تایید شده، که باید به استاندارد های اعتباری گفته شده پایبند باشند، باید به واسطه قانون منافع مشتری را به نسبت منافع خود در ارجعیت قرار دهند، در حالی که دلال ها و برخی مشاوران فقط می توانند مشاوره مناسب ارائه دهند.)

 

شما در مورد هزینه های اضافی نیز صحبت کردید.

افرادی وجود دارند که در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند ولی هزاران دلار کمتر یا بیشتر برای محصول یکسان پرداخت می کنند چرا که شفافیت کافی در مورد هزینه ها وجود ندارد. وقتی که هزینه زیادی پرداخت می کنید، می تواند برابر با از دست دادن درآمد سال های زیادی از بازنشستگی باشد.

 

چه درس های مالی در طی رشد سنی خود به دست آوردی و این درس ها چه کمکی به روش شما کرده اند؟

به نظرم کودکی من یک سواری عظیم بود. وقتی 11 سالم بود، برای شام شکر گذاری هیچ پولی نداشتیم. یک روز یک مرد غریبه با یک بوغلمون خام بزرگ و کیسه های بزرگ غذا در جلو در ما ظاهر شد. پدرم عصبانی شده بود اما مرد اصرار کرد ما قبول کنیم.

این اتفاق زندگی من را تغییر داد. مفهومی که این اتفاق برای داشت این بود که غریبه ها اهمیت می دهند. و من قول دادم که روزی آن را پس خواهم داد. من تا الان به فراهم کردن 42 میلیون وعده غذایی برای مردم کمک کرده ام و می خواهم این عدد را به یک میلیارد برسانم. همه آن از یک تجربه بدست آمد.

 

رفتار مالی والدین شما چطور بود؟

مادرم چهار بار ازدواج کرد اما همیشه ورشکسته بودیم. همیشه بر سر پول بحث و جدل داشتیم. من خیلی زود تصمیم گرفتم که من می خواهم بر پول تسلط داشته باشم. وقتی به گذشته نگاه می کنم متوجه می شوم که روان آن ها مشکل اصلی بوده است.

 

فکر میکنید نقش روانشناسی در موفقیت مالی چیست؟

شما می شنوید که پول آدم ها را تغییر می دهد، اما پول شما را تغییر نمی دهد. شما را به آن واقعیت خود بیشتر تبدیل می کند. این یک آهن ربا است.

 

پس طرز فکری شما چگونه بر روی تصمیمات مالی شما تاثیر می گذارد؟

اکثر مردم چیزی که باید را به دست می آورند، نه حتی یک ریال بیشتر. اکثر مردم به اهداف خود نمی رسند. افرادی که به اهداف خود می رسند، برای ان ها هدف نیست، اجبار است.

یک روز با خودم گفتم که دیگر بس است. من به اندازه ای ثروت جمع می کنم که نه تنها بتوانم کاری که می خواهم انجام بدهم بلکه از هر کسی که می خواهم نیز مراقبت کنم، چه خانواده باشد و چه دوستان. وقتی که به یک نفر دیگر متعهد می شوید نمی توانید به سادگی بگذرید.

 

از نظر انگیزشی این کار با اینکه فقط بخواهید از خودتان مراقبت کنید چه تفاوتی دارد؟

اجازه بدهید یک داستان برایتان تعریف کنم. چند هفته قبل، در مورد یک گروه راهبه در منطقه تندرلوین سان فراسیسکو شنیدم. آن ها به بی خانمان ها غذا می دادند و در آن زمان از ساختمان خود بیرون انداخته شدند و با همان هایی که بهشان غذا می دادند در خیابان قرار گرفتند. من به آنجا رفتم و با آن ها و صاحب ساختمان ملاقات کردم و با پرداخت پول از او خواستم که اجازه بدهد یک سال دیگر نیز بمانند سپس به آن ها کمک خواهم کرد که جای دیگری پیدا کنند.

خیلی از آن ها انگیزه گرفتم. خیلی متعهد بودند. در نتیجه برای آن ها سوپ مرغ خریدم. در این مرحله از زندگیم می توانم چنین کاری انجام دهم. این یک مزیت است.

این یک سرمایه گذاری است که ادامه دار خواهد بود. یک فشار دائمی از تاثیر گذاری است. خیلی با اینکه من باید بتوانم قبض های خود را پرداخت تفاوت دارد. اگر سعی دارید از چیزی مراقبت کنید که بزرگتر از خودتان است، باید سطح های متفاوتی از دیدگاه، انگیزه و راه حل داشته باشید.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو خبرنامه پول پدیا شوید

اخبار

error: !در صورت نیاز به کپی مطالب با ما تماس بگیرید

عضو خبرنامه پول پدیا شوید

با عضویت در خبرنامه پول پدیا از این پس بهترین های بازار پول و سرمایه و صدها مطالب مرتبط دیگر را به صورت هفتگی روی ایمیل خود دریافت خواهید کرد

شما عضو خبرنامه پول پدیا شدید :)